Download Freewww.bigtheme.net/joomla Joomla Templates Responsive

سیستم های مدیریت و اندازه گیری عملکرد

هنگامی‌که در یک سازمان، برنامه استراتژیک طرح ریزی می شود و یا استراتژی جدیدی پیاده سازی می شود، الزاماً نشان دهنده این نیست که سازمان به اهداف خود دست یافته است. ممکن است در نهایت فقط مدارک و مستندات آنها تغییر کرده باشد. استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری عملکرد و سیستم مدیریت عملکرد اخیراً جهت تسهیل در اجرای استراتژی ها و بهبود عملکرد سازمان توصیه شده است . مدیریت عملکرد یک سیستم کنترلی با حلقه بسته است که شامل فرایندهایی می‌باشد که توسط آنها، سازمان استراتژی های سطح سازمان و سطح وظیفه ای خود را با عملکردش یکپارچه می‌کند و سيستم اندازه گيري عملکرد، يك سيستم اطلاعاتي است كه در قلب فرآيند مديريت عملكرد قرار دارد و نقش حياتي در اثربخشي و كارايي سيستم مديريت عملكرد دارد و وظيفه آن تعيين ميزان موفقيت سازمان ها يا ميزان رسيدن به اهداف مي باشد.

 

اندازه گیری عملکرد در ابتدای شکل گیری در قرن اخیر در زمینه کسب و کار با توجه به یافته های نیلی (1999) در سال 1903، زمانی که سه پسر عموی دو پونت[1] یک شرکت بزرگ به نام شرکت پودر دوپونت را در آمریکا تاسیس کردند. این شرکت از سال 1910 با روش بهترین عملکرد و سایر روش های ابتدای مدیریت عملکرد اداره می شد. نیلی (1999) اشاره می کند که اندازه گیری عملکرد با توجه به معیار موجود، محدود به دپارتمان های مالی بوده است. اغلب کمبودهای مربوط به معیارهای مالی موجب دید کوتاه مدت نسب به اهداف می شد و عدم توجه استراتژیک، کیفیت، میزان پاسخگویی و عدم انعطاف پذیری را موجب می گردید. حتی توجه به عملکرد اجزای سازمان به جای عملکرد کل سازمان، کمبود دیدگاه بهبود مستمر و عدم توجه به مشتریان به و رقبا از نتایج این رویکرد بود.

 - کارت امتیازی متوازن :

این روش به عنوان یکی از رایج ترین روشهای اندازه‌گیری عملکرد به شمار می رود، بنحوی که طبق بررسی‌های فرانکو و همکاران (2003)، شصت درصد از پانصد شرکت برتر آمریکا از این روش بهره جسته‌اند. نورتن و کاپلان در سال 1992 بر اساس نتایج پژوهشی یکساله روی 12 شرکت این روش را توسعه دادند. آنان معتقد بودند این روش بر اساس معیارهای مالی، درون سازمانی، رضایت مشتریان و نوآوری و آموزش می باشد. این روش می‌تواند ارتباط نزدیکی با استراتژی سازمان داشته باشد و استراتژی‌ها را بصورت چارچوبی قابل اندازه‌گیری برای مدیران ترجمه می‌کند (نورتن و کاپلان،1993). آنها این روش را یک " سیستم مدیریت استراتژیک " تصور می‌کنند.

 



[1] Do Pont